************ Herzlich willkommen in German.4kia *****************

************ Herzlich willkommen in German.4kia *****************

Mit 5000Toman kann man nicht sogar essen gehen, aber mit dem Geld kannst du hier Deutsch lernen.Das ist deine Entscheidung!

آمار سایت

نظرسنجی سایت

به نظر شما کدام یک به یادگیری زبان آلمانی کمک بیشتری می کند؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 73
  • بازدید دیروز : 115
  • بازدید کل : 49016

موتیواتسیون یا همون انگیزه نامه


موتیواتسیون یا همون انگیزه نامه

موتیواتسیون یا همون انگیزه نامه. ()

یکی از مهمترین مدارکی که هم باید برای اخذ پذیرش به دانشگاه و هم برای اخذ ویزا به سفارت ارائه بشه نوشته ای است که انگیزه شما رو از رفتن واضح و آشکار توضیح میده.
لابد بارها شنیدین. آدما اونی نیستن که هستن. در واقع اونی هستن که میخوان باشن و براش دارن تلاش میکنن. برای دانشگاه مهمه که هدف دانشجوی متقاضی چیه. میخواد به چی برسه. انتظاراتش از تحصیل چیه. دانشگاه با خوندن این توضیحات به قصد و نیت دانشجو پی برده و در تصمیم گیری انجمن ارایه پذیرش به شدت تاثیر داره.
حالا اینکه این تاثیر مثبت باشه یا منفی. بستگی به قلم نویسنده داره. اصولا انگیزه نامه یه چارچوبی تقریبا مشخص برای خودش داره. به سوالای مشخصی بایستی جواب داده بشه. اینکه جز مدارکی هست که حتما باید نوشته شده و امضا شده و به دانشگاه ارسال بشه شکی توش نیست. اما اینکه چجوری نگارش بشه بعضی وقتا متفاوته. بعضی دانشگاهها مشخص میکنن که به سوالاتی باید متقاضی جواب بده که مثلا تو سایت یونی نوشته شده. و یا مثلا از دوصفحه بیشتر نشه و ...که این رو باید تو خود سایت یونی و ومدارک مورد نیاز برای اپلای به رشته فلان بهمان چک کرد .
 
نکاتی که در نوشتن انگیزه نامه یا به اختصار موتیو باید رعایت شه بطور خلاصه به شرح زیر است:
تعداد سطر ها و صفحاتی که نوشته میشه حدودا بین یک و نیم تا دو صفحه باشه. زیاد باشه کسل کننده و کم باشه ناقص میشه.
موتیو سفارت با موتیوی که به یونی قراره ارائه بشه یکم متفاوتن. اما نه زیاد.
موتیو سفارت بایستی شامل جواب این سوالات باشه. چرا این رشته رو میخوای بخونی. چرا میخوای آلمان بخونی؟ چرا فلان دانشگاه رو انتخاب کردی؟ هدفت بعد از تحصیل چیه؟
دقت بشه. موتیو سفارت به مراتب مهمتر از موتیوی هست که به یونی ارائه میدیم. یعنی ویزا مهمتر از پذیرشه! در موتیو یونی بیشتر بایستی به رشته و نحوه علاقه مندی به این رشته تو اون یونی و یکم تعریف و تمجید نزدیک به واقعیت از یونی پرداخته بشه و اینکه ما هدفمون و انتظاراتمون از یه تحصیلات به عنوان مثال مستر تو این یونی چیه؟‌چه خدماتی رو میتونیم بعدا براشون ارائه بدیم وکلا مجازیم بحث های مختصر علمی بکنیم و ... .
یک تجربه !
من خودم شخصا فکر میکردم همون موتیو یونی هم باید تو قالب موتیو سفارت نوشته شده باشه. فقط خطاب به یونی باشه. و تو همون قالب نوشته و به یونی ارسال کرده و پذیرش رو گرفتم. از هانوفر. بعدا فهمیدم که بایستی بیشتر رو رشته و مسائل علمی مانور میدادم تا اینکه هدف بعد مسترم کار کردن یا دکتری خوندنه. و کلی دلیل آوردن که چرا میخام کار کنم یا چرا میخام تحصیلاتو ادامه بدم. جالب تر از اون اینکه. برای خیلی از دوستانم همین اشتباه صحیح رو مرتکب شده و مشکلی در اخذ پذیرش واسشون پیش نیومد. یعنی تو موتیوشون به همون سوالای سفارت جواب دادم. البته با متونی زیبا و واضح. بطوریکه وقتی میبردن موسسه گوته به معلماشون نشون میدادن. کلی به به چه چه تحویل میگرفتن. و فکر میکردن موسسه ای چیزی براشون این کارو انجام داده! بعد که اینارو فرستادن به یونی و پذیرش اومد و وقت گرفتن. همین هارو دادن به سفارت. و ویزاشونم گرفتن. کاملا با موفقیت. طبق تجربه دیده شده افرادی که تو سطح زبان آلمانی ب یک هستن عملا نمیتونن موتیو خوبی بنویسن. طبق تجربه. چون دامنه واژگانشون واقعا پایینه. مخلوط میشه با اشتباهات گرامری. یکم قابل فهم نمیشه. بعضیا اعتقاد دارن همینم خوبه. اما من میگم به ریسکش نمیارزه. لاقل یه متنی باشه که خواننده بخونه بفهمه یه چیزایی. مخصوصا مخصوصا مخصوصا با سفارت شوخی موتیوی نکنین. هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت. ولی ب دو ها یه چیزایی مینویسن که به درد بخوره و فقط به ادیت و غلط گیری نیاز داره. البته اسم گذاری های سطوح آلمانی ملاک نیست. اشخاصی با سواد ب یک کم مونده امتحان ب دو رو بتونن پاس کنن. خیلیا با ب دو نمیتونن امتحان ب یک گوته رو قبول شن! خودتون میدونین این مورد رو و خوبیش اینه آدم خودشو نمیتونه گول بزنه.
 
خب پس تا اینجا خلاصه این شد که واسه موتیوی یونی یکم علمی ترش کنیم. نکردیم هم امکانش هست مشکلی پیش نیاد. زیاد روش تاکید نیست.
اما موتیو سفارت رو نیاید زیاد رو مطالب ریز علمی زوم کرد. دقت کنیم اونیکه تو سفارت این موتیو رو میخونه استاد یا پروفسور برتر دنیا نیست. مورد دیده شده اصلا رشته طرف رو سر در نیاودن زنگ زدن پرسیدن رشته ای که میخونی چیه؟!
الان موتیو یونی رو دیگه پروندشو میبندیم و میریم سر موتیو سفارت.
موتیو سفارت باید منطقی و واضح باشه. ابهام توش باشه یا دو پهلو بخواین حرف بزنین و به خیال خودتون بخواین زرنگی کنین و بپیچونین تا نتونه هدفتون رو تشخیص بده به ضرر خودتون خواهد بود. صداقت معقول به خرج بدین.
اکثرا موارد مشکل ساز مربوط به تغییر رشته یا مستر مجدد هست. این قشر بایستی حوصله و دقت زیادی به خرج بدن.
 
مستر مجددی ها:
بشینین فکر کنین. واقعا چرا میخواین ارشد رو مجددا بخونین؟ لابد نتونستین پوزیشن خالی برای دکتری با فاند پیدا کنین. میدونم سخته یکم گیرآوردنش. کلی مکاتبه میطلبه. کلی پیگیری. پای پولم وسطه. میخان فاند بدن. یکم بیشتر بررسی میشین. تا جاییکه میگین چه کاریه. میرم مستر رو دوباره میخونم و بعدش دکتری اگه بخام بخونم کارم ساده تره. نود درصد مواقع علت همینه. اما حالا بیا اینو توجیه کن! چیکار کنیم. بشینیم از ایران بد بگیم؟ اینجا تو قحطی امکانات علمی بودیمو بد بود و استاد بی سواد بود و وحشی بود و ... اینجا یکم بایستی صبوری کرد. یه جوری ننویسیم که فک کنن داریم فرار میکنیم. هرچند تا حدود زیادی واقعیته. اما ما فرهیخته عمل میکنیم و واقعیت رو نمیکوبونیم تو رخ سفارت. تلنگر میزنیم. اشاره تلویحی توصیه میکنم. چون اونام میدونن. این قسمتش رو بهتره با لغت آرایی آلمانی یکم تزیین کرده و با توجیهاتی مثل احساس برآورد نشدن اهداف تحصیلی علمیم تو مستر ایران و احساس نیاز به تکمیل اون در یک دانشگاه بهتر با امکانات تکمیل تر برای رسیدن به آمادگی لازم و شایسته تر برای ورود به مقطع تحصیلی بالاتر یعنی دکتری یا ورود به صنعت و کار و... . از این قبیل توصیفات. جسارتا توضیحاتی که ارائه میشه همشون نقدا جیرینگی به اجرا دراومده. همه اینایی که میگو نوشتم جواب داده.
نکته . سفارت رو نه باید خر فرض کرد و نه خدای اعلم به همه چیز!
تغییر رشته ای ها :
اینکه یه راه رو دوباره طی کنی توفیر داره با اینکه یه راه رو تغییر بدی. تغییر یعنی کشف. شاید کشف یک اشتباه. یا کشف یه علاقه جدید. تغییر باید عمیق تر توجیه بشه. بالاخره یه تصمیم متفاوته. هر کسی میتونه اشتباه کنه. هر انسانی میتونه تصمیم اشتباه بگیره. اینجا بیشتر صداقت توصیه میشه. با یه ذره چاشنی احساسات در متقاعد سازی سفارت. ولی چیزی که ازش به شدت باید پرهیز بشه اینه که نباید یک اشتباه رو توجیه کرد. طرف مثلا عمران خونده. میاد به شیمی تغییر رشته بده. میاد میگه نه اینکه ها عمران بد باشه. شیمی رو بیشتر دوس دارم. یا بیاد بگه از اینکه عمران خوندم زیادم ناراضی نیستم. یا از عمران هم تجارب خوبی بدست آوردم. یا مثلا بیاد بگه از تجربیات کسب شدم تو عمران میام تو شیمی استفاده میکنم و موفق میشم. این همون خر فرض کردن سفارت میشه. شبیه همین مفهوم رو راجع به موضوع تحصیلات شکسته شده و نحوه توجیه آن در مصاحبه شغلی میدیدم که مصاحبه با پرسنال منیجمنت زیمینس انجام شده بود و تو کتاب سی یک آسپکته بود تا جایی که یادمه. اینم شبیه هست تا قسمتی. آخه کجاش منطقیه که یکی بیاد عمران رو به شیمی اینجور مرتبط کنه. مسلما تو قسمت مشترک بین رشته کار کنه اصلا اسمش تغییر نمیشه. اضافه شدن میشه. و اون بحثش جداس و کارش خیلیم آسونتر.
اصولا هم تغییر رشته ای ها خیلی چیزا میتونه دلیل باشه واسشون. مثلا اینکه از اولشم از این رشته ناراضی بودم. اون موقع که انتخاب کردم همیشه یه حس عدم رضایت هرچند کوچولو تو تصمیمم رو احساس میکردم. تا اینکه با شناخت بیشتر رشته به این رسیدم که کلا راه رو اشتباه اومدم. یا کلی چیز میزه دیگه میشه آورد. تحقیقات من که قبل انتخاب رشته انجام داده بودم به دلیل تغییر خیلی از شرایط برآورد نشدن. وضعیت عوض شد . و توجیه هایی که باید هم منطقی باشن هم با واقعیت بسازن.
قبلا هم گفتم سفارت اونقدری بیکار نیست که بیاد مثلا تحقیق دقیق انجام بده از مثلا چهار پنج سال پیش که وضعیت فلان رشته یا بازارکارش چجوری بوده الان چجوریه.
 
نکات دیگه ای که به ذهنم میرسه.
تا وقتی ویزاتون به دستتون نرسیده موتیو سفارتتون رو ندین کسی که بهتون پی ام داده بده ببینم چجوری مینویسن. مردم از اون چیزی که شما فکر میکنین تنبل ترن. مخصوصا وقتی طرف هم رشتتون هست. بار ها موتیو دیگران غیرمستقیم دستم رسیده. که ببین فلانی اینجوری نوشته. میخوای اون قسمتشو کپی کنیم؟ یعنی دنیای کلمات آلمانی اینقدر تنگ شده که نشه چهار تا لغت دیگه رو کنار هم چید و همون مفهوم رو رسوند!؟
سعی کنین متن زیاد کسل کننده نباشه. به اصطلاح پراکتیش باشه. شاید یه جمله مرتبط بامزه بین دوصفحه نوشته یه تاثیر خوبی رو خواننده بذاره که خستگیشو در کنه.
 
اولش با معرفیتون و آخرش با احترام و تشکر و اینکه امیدوارین نوشتن این موتیو تصویر روشنی از اهدافتون ارایه کرده باشه و تاثیر مثبتی داشته باشه به پایان میرسه.
چالش یک
بنویسم میخام بعد ارشد کار کنم یا دکتری بخونم؟
این سوال خیلی معروفه. یه شتریه که همه باید بهش فک کنن! اکثرا رایج شده همه یا تقریبا همه. میگن اگه شرایط اکی باشه دکتری رو هم میخونیم. حالا ویزا رو بگیریم و ریجکت نشیم بعدا فکرشو میکنیم. تا جاییکه. موتیو هایی که برام میدادن بخونم یا ادیت کنم یا نظر بدم. همشون تابلو میخاستن اگه شرایط خوب بود دکتری بخونن و بعدش برگردن و به مملکتشون خدمت کنن. جالب بود. کار بدی نمیکنن. خب بررسی میکنن میبینن اونایی که با موفقیت ویزا گرفتن اینجوری نوشتن. اینام اینجوری مینویسن و مشکلیم پیش نمیاد.
 
فقط یه نکته کوچولویی هست. اینکه یکی بگه من میخام مثلا بعد مستر کار کنم به این معنی نیست قطعا ریجکت میشه. چون آلمان به نیروی کار نیاز نداره. نه ممکن هست به راحتی ویزاشو بگیره. اما خب یه ذره جای ریسک داره. دکتری خوندن و برگشتن و با یونی ها ارتباط رو حفظ کردن کم ریسک تر هست. البته در اوایل سال نود و پنج که این متن داره نوشته میشه. وضعیت ممکنه تغییر کنه. بایستی آپدیت بود.
 
چالش دو
حالا موتیو رو خودم بنویسم یا بدم برام بنویسن؟
بهترین حالت اینه که خودتون بنویسین. بدین یکی که به آلمانی مسلطه براتون ادیتش کنه. بطوریکه انگیزتون رو هم براش توضیح بدین. تا اون شخص با خوندنش ببینه همون چیزیو که منظورتون بوده رو درست رسوندین یا نه.
اگر پولدارین و براتون مهم نیست. یا احساس میکنین واقعا نمیتونین بنویسین مثلا ب یک دارینو یادتونم رفته لغتا. سعی کنین کسی براتون بنویسه که حرفا و انگیزه شما رو قراره بنویسه. نه اینکه یه سری چیزای از قبل حاضر شده رو بچینه بده بهتون که این خیلی ضایعست. مراقب باشید.
اگر بنا بر این شد که بدین کسی انگیزتون رو رو کاغذ بیاره. مبالغ آنچنانی قرار نیست خرج کنین. مثلا سیصد هزار تومن و نمیدونم پونصد تومن و... از این سری کلاهبرداری ها. ولی خب بسته به این که نویسنده تا چه حد حرفه ای باشه و چقدر کار موتیو شما طول بکشه از هفتاد هزار تومن تا صد و پنجاه هزار تومن غیر منطقی به نظر نمیرسه.

 

 
امیدوارم مفید بوده باشه.
منبع: سایت helfen.ir
حمید عزتی

  انتشار : ۱۴ خرداد ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 1165

برچسب های مهم

Viel Spaß beim Deutsch Lernen

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما